تا همین چند سال پیش، نشانه سفر به پایتخت و دیدن تهران داشتن عکسی با نوشابه بود کنار برج آزادی. از این شوخی نزدیک به حقیقت که بگذریم، بعضی از ساختمانها و بناها آنقدر با هویت یک شهر عجین میشوند که میتوانند نماد کاملی برای همه ویژگیهای آن شهر باشند؛ مثل برج ایفل پاریس یا همین برج آزادی تهران خودمان.
تبدیل شدن یک بنا از سازهی معماری صرف به بخشی جداییناپذیر از هویت یک شهر، نه کاملا اتفاقی است و نه قابل برنامهریزی. تبدیل شدن به چنین نمادی هم به نگاه معمار و هدف از ساخت آن بنا بستگی دارد، هم به شکل همزیستی شهروندان با آن ساختمان و نقشی که مردم در بزنگاههای تاریخی برایش در نظر میگیرند. برج آزادی هم چون چنین تولد و چنین سرنوشتی داشته سمبلی بینقص برای تهران است.
ساخت برج آزادی تهران در سال ۱۳۴۸ و با هدف تبدیل شدن به نماد ایران مدرن آغاز شد. افتتاح این برج در سال ۱۳۵۰ بخشی از برنامههای جشنهای ۲۵۰۰ سالهی شاهنشاهی بود و به همین دلیل هم این برج در ابتدا شهیاد نامگذاری شد؛ نامی که هفت سال بعد و در جریان یکی از همان بزنگاههای تاریخی به آزادی تغییر کرد.

طرح برج و میدان آزادی ۵ سال قبل از افتتاح آن و از میان طرحهای معماران زیادی انتخاب شد. حسین امانت ۲۴ ساله که آنموقع تازه از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شده بود، به گفته خودش، با نگاه «به آنچه در طول تاریخ بر سر ایران رفته و فکر کردن به آینده کشور» بنایی را طراحی کرد که حالا و بعد از ۵۰ سال بخشی مهم و انکار نشدنی از هویت شهر تهران است.
در مراسم افتتاح این برج، پرده برداری از اولین منشور حقوق بشر که توسط کوروش، پادشاه هخامنش نوشته شده بود هم صورت گرفت.

طرح این برج ۴۵ متری چکیدهای است از دورههای تاریخی مختلف ایران و از تمام این دورهها نماد و نشانهای در این طرح وجود دارد.
نمای بیرونی برج از ترکیب دو قوس ساخته شده که قوس اصلی وسط برج از طاق کسری الهام گرفته شده و قوس بالایی تحت تاثیر معماری اسلامیایرانی است. رنگ آبی فیروزهای شیارها و مقرنسهای بین دو قوس هم یادآور معماری همین دورهاند.
شیارهای عمودی بالای برج آزادی که کار تهویه هوا را انجام میدهند شباهت زیادی به بادگیرهای ساختمانهای یزد دارند.
در طراحی محوطه بیضی شکل میدان آزادی هم این تاثیر دیده میشود؛ مثلا نقوش و باغچههای میدان و شکل کنار هم قرار گرفتنشان، فضای داخلی گنبد مسجد شیخ لطفالله اصفهان را تداعی میکنند و آبنماها و فوارهها هم شبیه باغهای شیرازند.
بیشتر بخوانید: برج میلاد بلند ترین آسمان خراش تهران و ششمین برج بلند مخابراتی جهان
این برج ۴ طبقه با ۴ آسانسور و ۲۸۶ پله دارد.

از نظر معماری این برج با نقشه های پیچیده هندسی و تلفیقی از معماری اسلامی، هخامنشی و ساسانی طراحی شده است.
ارتفاع برج آزادی تهران به 45 متر می رسد. با توجه به تناسبات، این برج کوتاه به نظر می رسد و علت آن محدودیت حسین امانت به جهت قرارگیری میدان آزادی تهران در نزدیکی فرودگاه بود.
گشودگی طاق نما در بخش شرقی-غربی خیلی بیشتر از بخش شمالی-جنوبی آن است. دلیلش هم قرار گرفتن بخش شرقی-غربی برج در محور اصلی فرودگاه به شهر است. شاید آزادی با این گشودگی استقبال سخاوتمندانه خود از مردمی که به تهران می آمدند را بیان می کرده است.
هدف دیگر از ساخت میدان آزادی ایجاد نمایی زیبا برای شهر بود که مسافران، مخصوصا مهمانها و گردشگران خارجی، در بدو ورود با آن مواجه شوند. به همین دلیل زمینی نزدیک به فرودگاه مهرآباد و ورودی غربی شهر برای ساخت این برج انتخاب شد.

میدان آزادی از چهار طرف به چهار خیابان پرتردد و تقریبا همیشه شلوغ تهران میرسد؛ یعنی خیابان آزادی، دو بزرگراه جناح و سعیدی و جاده کرج. از طرفی به خاطر نزدیکی به ساختمانهای اداری و همینطور پایانه مسافربری یا ترمینال غرب تهران راههای دسترسی با وسایل حمل و نقل عمومی به میدان آزادی بسیار زیاد است.
بیشتر بخوانید: ۵ پیشنهاد تهران گردی حرفهای؛ خارجیها تهران را چطور میگردند؟
استفاده از این وسایل راحتترین راه برای رسیدن به میدان آزادی است. خط چهار مترو و خطوط ۱ و ۲ بیآرتی یعنی بیآرتیهای خاوران–آزادی و تهرانپارس-آزادی از ایستگاهی به همین نام میگذرند. البته از اغلب خیابانهای تهران و پایانههای تاکسیرانی کرج هم تاکسیهایی به مقصد میدان آزادی وجود دارند.

قرار گرفتن میدان آزادی در میان رفتوآمدها و شلوغیها زندگی روزمره شهری این برج را هم به بخشی از این روزمرگی تبدیل کرده و در میان آلودگی و ترافیک تهران، بازدید از برج آزادی یا وقت گذراندن در محوطه میدان به عنوان تفریح به فکر کمتر کسی میرسد.
دورنمای میدان آزادی تصویری است که کرجیها و تهرانیهای زیادی هر روز در پسزمینه مسیر رسیدن به محل کارشان میبینند؛ همانطور که هنوز هم خیلی از مسافران در بدو ورودشان به تهران از کنار برج آزادی میگذرند. ولی این مواجهه با دورنمای میدان آزادی برای لذت بردن از این بنا کافی نیست.
برج آزادی تهران فقط این نمای بیرونی زیبا نیست و بازدید کامل از آن حداقل دو سه ساعتی زمان میبرد.
اگر بخواهید آن را بگردید از یکشنبه تا پنجشنبه ساعت 09:00 تا 17:00 زمان دارید (شنبهها تعطیل است) و جمعه ها هم از 10:00 تا 17:00.
محوطه این برج به شکلیست که در دوطرف برج تقارن دارد. چندضلعیهایی که دورتادور برج میبینید واقعا جالب هستند. این تقارن را در طبیعت زیاد دیدهایم در برگ گیاهان یا…
بعضیها میگویند این طرح محوطه با برداشت از مسجد شیخ لطفالله اصفهان ساخته شده.

گنبد یکی از مهمترین نشانههای معماری ایرانیاسلامی است و در ساختمانی مثل برج آزادی که روایتی تاریخی از ایران به زبان معماری است این نشانه قطعا فراموش نشده، روی بام برج آزادی گنبدی فیروزهای رنگی قرار دارد که برخلاف گنبدهای مرسوم فقط از داخل ساختمان و طبقه چهارم برج دیده میشود.
از پنجرههای ششضلعی دورتادور این طبقه میشود نمایی زیبا از شهر تهران دید؛ با اینکه این نما در طول سالها خیلی تغییر کرده، هنوز هم فرودگاه مهرآباد بهراحتی از آن بالا دیده میشود. به جز این گنبد، فضای داخلی برج آزادی غافلگیریهای زیادی برای بازدیدکنندهها دارد که شاید خالی بودن داخل برج از هیاهو و صدای بوق ماشینهای اطرافش از همهشان حیرتانگیزتر باشد.
طبقه سوم برج یکی از معدود جاهایی است که میشود بدون سر رفتن حوصله مدتی فقط ایستاد و به سقف و دیوار خیره شد و از معماری داخلی زیبای برج لذت برد. اگر از بالای برج به پایین میآیید و دوست دارید کمی در آزادی قدم بزنید گذشتن از ۲۸۶ پله برج تجربه خوبی است ولی برای بالا رفتن، آسانسورهایی که از دیواره برج میگذرند قطعا انتخاب بهتری هستند. این آسانسورها از زیر زمین به طبقه دو و از طبقه دوم به طبقه چهارم میروند.

طبقه دوم برج یک گالری است که هنرمندها میتوانند از آن استفاده کنند. از طبقات که بگذریم، زیرزمین برج دنیای دیگری است؛ پر از اتاقهای تو در تو. سالن ایرانشناسی یکی از این قسمتهاست که در آن زیباییها و جاذبههای کشور ایران با ماکتهایی به گردشگران معرفی میشود. بعد از آن سالن تشریفات است و تالار کهن. این تالار دقیقا زیر برج است و راه رسیدن به طبقات بالایی هم از چهار طرف آن میگذرد. توی این تالار که شبیه یک موزه است از اشیاء قدیمی و قیمتی نگهداری میشود.
سالن نمایش ۳۰۰ نفری آزادی یکی از قسمتهای مهم برج است که از آن هم برای اجرای تئاتر و هم برای برگزاری کنسرتهای موسیقی استفاده میشود. این سالن علاوه بر طراحی زیبا و سقف پر نقش و نگارش، بسیار هم مجهز است. تالار آینه و نگارخانه و کتابخانهای با حدود ۱۱هزار جلد کتاب و البته بوفه و رستوران از بخشهای دیگر زیرزمین برج آزادی هستند.
بیشتر بخوانید: باغ کتاب تهران؛ گردش در بزرگترین کتابفروشی ایران
در ادامه خیلی کوتاه درمورد بعضی از آنها گفتهایم.
درون ویترین های این نگارخانه که در راهرویی قرار دارد، صنایع دستی ایران و اشیا مردم شناسی دیده می شود.
تالاری به نام تالار آینه در برج آزادی محل نمایش تصاویر و نمادهایی از اقتصاد و محیط زیست ایران می باشد.
این سالن با ظرفیت 300 نفر محل برگزاری کنسرت، همایش ها و تئاتر می باشد.
در تنها سالن مجموعه و در قسمت زیرین برج 15 ویترین برای نمایش اشیاء نفیس وجود دارد.
اگر برای گردش و تفریح یا سفرکاری به تهران آمدید و دنبال بهترین قیمت برای اجاره آپارتمان روزانه بودید حتما به سایت پینورست سر بزنید و با توجه به تنوع اقامتگاهها و همچنین قیمتها، اقامتگاه خود را انتخاب و به راحتی رزرو کنید. اینطوری با خیال راحت میتوانید به کارهایتان در تهران برسید و شب هم بدانید جایی اقامت خواهید داشت که مثل خانه خودتان است.
جهت آشنایی بازدیدکنندگان با شرایط اقلیمی، فرهنگی و تاریخی ایران در کف سالن نقشه ای با ماکت های مختلف قرار دارد. در قسمت شمالی نقشه نماد دریای خزر توسط آبنمایی با کاشی کاری بسیار زیبا طراحی شده است. در جنوب نقشه ایران حوضچه هایی نمایانگر خلیج فارس و دریای عمان است.

بیشتر بخوانید: ایران مال – بزرگترین مال خاورمیانه برای کیست؟ (همهی چیزهایی که باید دربارهی ایران مال بدانید)
از نمای برج آزادی که به عنوان نماد تهران نیز شناخته می شود استفاده های بسیاری شد. چاپ تصویری از این نماد در اسکناس ها و تمبر ها بارزترین نمونه استفاده از آن می باشد. این روز ها این مکان نقطه پایانی راهپیمایی ها و تظاهرات مردم تهران می باشد.
اطراف میدان آزادی همهچیز از ماشینها گرفته تا آدمها با سرعت زیادی در حرکتاند. برای همین به جز رستوران بینالمللی داخل برج آزادی، پیدا کردن رستوران و فضایی آرام برای خوردن غذا یا نوشیدن قهوه در آن حوالی کار خیلی آسانی نیست.
یکی از انتخابها برای غذا خوردن اطراف میدان آزادی رفتن به ترمینال غرب یا ترمینال آزادی است؛ یعنی همان مغازههای کوچکی که بهسرعت ساندویچهای فلافل و خوراک بندری درست میکنند و همیشه هم سرشان شلوغ است. فستفودهای خیابانی ترمینال آزادی هم ساندویچهای خوشمزهای دارند و هم وقتی آنقدر دیر است که جای دیگری باز نیست با غذای گرم از مسافرها و رهگذرها پذیرایی میکنند.

برای رسیدن به رستورانهایی که خیلی هم از حال و هوای میدان آزادی دور نباشند باید مقداری از میدان فاصله گرفت و به خیابانهای اطراف سر زد. از بین این رستورانها، غذا خوردن و استراحت در دیزیسرای طرشت بعد از بازدید از برج و گشت زدن در میدان آزادی انتخاب خوبی است.
چون فضای کوچک و باصفای این رستوران، در و دیوار پر از عکسهای سیاه و سفیدش، آداب لوطیمنشانه کارکنانش و البته املتها و دیزیهای معروفش مشتریها را به حال و هوای تهران ۵۰ سال پیش یعنی زمان افتتاح برج آزادی میبرد.
شما هم وارد برج آزادی شدهاید یا فقط نمایش را از دور دیدهاید؟ امکانات این برج چگونه است؟ اطراف این برج چه رستورانهای خوبی میشناسید؟ برای ما در قسمت نظرات بنویسید.
در ضمن اگر خاطره یا تجربه جالبی از برج آزادی داشتهاید میتوانید در موردش بنویسید تا بازدید کنندههای بعدی برج در موردش بشنوند.
راستی تا به حال شده فلافلیهای نزدیک ترمینال آزادی را امتحان کنید؟ این هم از آن تجربههای متفاوتی است که البته معده آهنین میخواهد!