خانه نیما یوشیج، شاعری که برای همه ما جذاب است در تهران در محله دزاشیب قرار دارد و تبدیل به موزه شده. درمورد خانه اول او در یوش و همچنین سرگذشت بقیه خانههای یوشیج صحبت کردهایم. حال و هوای این خانهها دقیقا شبیه حالوهوای یک شاعر است.
راستی برای اجاره انواع اقامتگاهها در سفرهایتان روی پینورست وب سایت رزرو آنلاین اقامتگاه حساب کنید.
پیش از شروع اما بد نیست به این نکته اشاره کنیم که امروزه اساسا دو خانهی تاریخی با نام خانه نیما یوشیج موجود است. نخست خانه کودکی نیما در یوش مازندران و دیگری خانه سالهای اوج ادبی نیما در بزرگسالی و پس از ازدواج.

بیشتر بخوانید: پارک جنگلی نور ؛ پارکی مجهز در دل مازندران
خانه دوم در دزاشیب تهران است. خانهی نخست یک خانهی جذاب عهد قجری است که گفته میشود پدربزرگ نیما آن را ساخته است و دومی خانهای است در تهران که خود نیما آن را میسازد و امروز خانه و موزه نیما یوشیج به شمار میرود. هر دو خانه دیدنی هستند و داستان های خودشان را دارند. هر دو را در این مقاله به شما معرفی می کنیم.
خانه کودکی نیما یوشیج در یوش است. خانه ای قجری که برای عهد خود، مجلل به حساب می آمده. یک تفاوت اساسی در میان زندگی روستایی در این خانه قابل رویت است. این خانه و این روستا دقیقا همان اتمسفری را به شما نشان میدهد که شاعر پرور است.
اما یوش اساسا روستای کوچکی است، از توابع شهرستان نور در استان مازندران. این روستا به تهیه بهترین سرشیرهای ممکن هم بسیار معروف است. انواع خوراکیهای این روستا از میوه و سبزی گرفته تا شیر و کره و سرشیر بسیاری را روزانه راهی این روستا میکند.
توصیه میکنیم، اگر قصد رفتن به خانه نیما یوشیج را دارید سرسری به یوش نروید، وقت کافی بگذارید. همچنین بدانید که با آب و هوای معتدل و جذابی روبهرو خواهید بود. به رودخانه نزدیک هستید و از ورودی روستا تا یافتن خانه نیما یوشیج موقعیتهای فراوانی برای نوش جان کردن خوشمزهها وجود خواهد داشت.
جوری برنامهریزی کنید که صبح به روستای یوش برسید و صبحانه بخورید. پنیر و سرشیری در این روستا نوش جان خواهید کرد که در ذهنتان میماند. همچنین به دلیل وجود انبوه کندو های عسل، عسل درجه یکی را هم در این روستا نوش جان خواهید کرد. یوش همچنین به لواشک های دلربا نیز معروف است.
در ضمن جمعیت روستای یوش بسیار کم است و مهمان برای روستاییها، جایگاه ویژهای دارد. به خصوص اگر به اصول نگهداری محیط زیست در این روستا احترام بگذارید، شما را محترم میشمارند و هوایتان را خواهند داشت. در یوش همچنین تا آنجا که میتوانید سبزی تازه تهیه کنید.
بیشتر بخوانید: آبشار آب پری؛ آبشار افسانهای جنگل گلندرود
نخستین امری که شما را موقع ورود به یوش درگیر میکند، حال و هوا است. به خودتان فوری میگویید، طبیعی است نیما، اینجا شاعر شود، اصلا اینجا باید شاعر شد، کاری جز این معقول نیست. حتی دلتان میخواهد گوشهای بنشینید و درختان سر به فلک کشیده گردو را تماشا کنید. دوست دارید درخت های گیلاس را ساعتها ببینید و این دنیای شگفتانگیز از شکوفهها را توصیف کنید. طبیعی است در این روستا شاعری متولد شود که میگوید:
شاخهی سبز هر لحظه زاید
بچگانی همه خرد و زیبا…
پس از ورود به یوش تابلویی سمت و سوی خانه نیما یوشیج را به شما نشان می دهد. از محلی ها که بپرسید هم آدرس را به شما می دهند. خیلی ساده خانهی نیما را پیدا می کنید. نمای بیرونی را که می بینید، مطمئن میشوید که همین خانه نیما یوشیج است. این خانه نسبت به خانه های پیرامون خود، تفاوت اساسی دارد.
بنای بیرونی خانه نیما یوشیج به نحوی است که قدرتمندانه خودنمایی می کند. به خصوص سه ستون بیرونی مستقر هیبتی به آن داده است که کمتر در این نوع خانه های روستایی قابل رویت است.
باید از در چوبی عبور کنید. دو در البته تعبیه شده است، بالای یکی طاق موجود است و دیگری زیر تراس اول خانه قرار گرفته است.
در خانه نیما یوشیج، معمولا نیمه باز است و خانه انتظار گردشگران را می کشد.
وارد حیاط که می شوید نخست سنگ های کف، توجهتان را جلب میکنند. به خودتان میگویید احتمالا در دوران قاجار خانه مجللی بوده.. بعد دو باغچه کوچک در دو ضلع حیاط شما را درگیر می کند و چند قدم جلوتر که بروید سنگهایی میبینید که از خطوط روی آنها خیلی زود متوجه میشوید که نیما یوشیج همینجا در همین خانه هم به خاک سپرده شده است. خواهرش بهجت را هم میبینید، سیروس طاهباز هم آنجا خوابیده است.
سیروس بیش از بیست هزار دستنوشته نیما یوشیج را جمع و منتشر کرد و از این جهت بسیاری او را در شناخته شدن نیما به مردمان بسیار موثر میدانند.
از وسط حیاط به دوروبر خانه نیما یوشیج که نگاه کنید، دور تا دور، درهایی می بینید که گویی هر کدام به اتاقی باز میشوند. پیش روی شما هم چند پله موجود است که شما را صدا میزنند. چند قدم از پلهها که بالا بروید به دنیای درونی خانه وارد شدهاید. در اتاقهای مختلف این خانه، آثاری از نیما یوشیج را خواهید دید. از دست نوشته های دلربای او، تا قابهای عکس، تا برخی لوازم شخصی و همزمان آرامش خانهای که مهمترین شاعر تاریخ معاصر را در خود پرورش داده را تجربه خواهید کرد.
بیشتر بخوانید: کافه کاریز ؛ صبحانه را در بین شاعران میل کنید
اگر اهل تماشا زیبایی باشید و جزئیات برای شما اهمیت داشته باشد، منهای حال و هوا و دنیای داخلی ساختمان، گچکاری خانه هم شما را به شدت درگیر خواهد کرد.
اساسا گچ کاری دوران قاجار در ایران موضوع مهمی است که برای فهم آن باید مقداری کسب دانش کرد. اگر گچکاری را بفهمید و بشناسید، موقع ورود به چنین خانههایی لذت بیشتری خواهید برد.
لازم به ذکر است این بنا تفاوت عمدهای نسبت به بناهای نزدیک به خود در روستا یوش داشته و پیش از نیما پدر و پدر بزرگ او هم در این خانه زندگی میکردهاند.
در روستای یوش منهای ورود به بخشی از فرهنگ به بخش جذابی از طبیعت ورود خواهید کرد. همچنین میتوانید با حرکت به سمت جنوب به سوی رود هراز بروید، آنجا طبیعتی است که معمولا کمتر گردشگری به آن سر میزند. بهخاطر همین اگر میخواهید یک ناهار دلچسب در کنار رودی روان و بسیار شفاف را در فضایی بکر تجربه کنید، روستای یوش برای شما امکان فوقالعادهای است.
بیشتر بخوانید: آرامگاه سهراب سپهری ؛ اندکی صبر، سحر نزدیک است
اگر بخواهید از تهران به سمت روستای یوش بیایید، تقریبا 180 کیلومتر راه در پیش دارید. یوش روستایی در شهرستان نور در استان مازندران است که در درهای زیبا بین کوههای البرز قرار دارد و به همین خاطر بهترین وقت سفر به این روستا پاییز و بهار است.
شاید شما “یوش بن هزار اسب” را نشناسید اما در سال های سال 515 الی 538 هجری قمری، او وارد این دره زیبا (یوش) شده و آن را به نوعی فتح میکند. و به همین خاطر او نام کوچک خود یعنی یوش را بر روی این روستا میگذارد. فاتح این روستا، یکی از نوادگان پادوسپانان موسس دومین سلسله طولانی جهان بوده است و در نتیجه یوش قدمتی هزارساله دارد!
جاهای دیدنی دیگر روستای یوش :
در محلهی دزاشیب تهران، یک خانه نیما یوشیج دیگر هم موجود است. این خانه محل استقرار نیما پس از ازدواج است و گفته میشود که نیما درخشانترین روزهای ادبی خود را در این خانه میگذراند.
این بنا که در دوران پهلوی اول ساخته شده، جدیدتر از بنای خانه اول در روستای یوش بوده و گفته میشود نیما یوشیج این ساختمان را خودش ساخته است.

خانهی دوم، پس از فوت نیما خرید و فروش میشود و وقتی که به عنوان یک اثر ملی به ثبت میرسد، مالکین آن اعتراض میکنند که این خانه را خریدهاند، مالک دارد و نمیتواند یک اثر ملی باشد. بر همین اساس دومین خانه نیما یوشیج از فهرست آثار ملی ایران خارج میشود. شهرداری خانه را دوباره از مالکین خریداری کرده و نهایتا خانه نیما به عنوان یک اثر ملی به خانه و موزه نیما یوشیج تبدیل میشود. رویت این خانه هم حالا برای عموم آزاد است.
وارد خانه بزرگسالی نیما که میشوید، رگههایی از خانه نیما یوشیج در یوش را میبینید، انگار نیما تصمیم گرفته بود که یک دنیای مشابه در تهران برای خود بازسازی کند.
با این تفاوت که این بار حوضی هم در حیاط خانه تعبیه میکند. در حاشیه درختانی میبینید که قصه روزهای اوج نیما یوشیج را به خاطر دارند. همچنین در حیاط این خانه تندیسی از نیما موجود است که به خوبی واقعیت نیما را به تصویر میکشد.
امروز گلدانهایی هم در حیاط قرار دادهاند که حال و هوای جذابی به این خانه میدهد. باز هم باید چند پله را بالا بروید تا وارد بخش داخلی خانه بشوید. فضای داخلی آنقدرها بزرگ نیست، کمی که قدم بزنید ناگهان با مجسمههایی از سهراب سپهری و جلال آل احمد و سیمین دانشور هم روبهرو می شوید، انگار جمعی از اهالی ادبیات آن روزها انتظار شما را میکشند.
رفتن به خانه نیما یوشیج هم در یوش مازندران و هم در دزاشیب تهران را به شما توصیه میکنیم. به خصوص خانه پدری نیما در یوش برای شما میتواند الهام بخش باشد و دنیایی از دیروز را پیش روی شما قرار دهد.
شما هم به دیدن خانههای تاریخی یا یادآور افراد معروفی مانند شاعران و نویسندگان علاقه دارید؟ تاحالا سبک زندگیشان را از نزدیک دیدهاید؟ کدام خانه برای شم جالب بوده؟ برای ما بنویسید.